تعبیر خواب دزد

تعبیر خواب دزد

تعبیر خواب دزد

خواب دیدن اینکه دزد هستید بیانگر این است که شما از، از دست دادن چیزی که دارید می ترسید. شاید حس می کنید که مستحق چیزی که الان دارید نیستید. تعبیر دیگر این است که خواب دیدن اینکه شما دزد هستید بیانگر این است که شما در یک موقعیت یا رابطه، پاتان را از گلیمتان درازتر می کنید

خواب دیدن اینکه شما شهادت دزدی می دهید یا قربانی دزدی هستید بیانگر این است که کسی، زمان شما را تلف می کند و یا انرژی و ایده ی شما را می دزدد. شاید شما حس می کنید که به یک طریقی غارت شده اید

تعبیر خواب دزدی

خواب دیدن اینکه شما مورد دزدید واقع شده اید بیانگر این است که شما یک بحران هویتی را تجربه می کنید یا از نوعی فقدان در زندگی تان رنج می برید. تعبیر دیگر این است که کسی موفقیت شما را دزدیده است و اعتبار چیزی که انجام داده اید را گرفته. شاید شما حس می کنید که نا عادلانه با شما رفتار شده است

تعبیر خواب دزدی کردن

خواب دیدن اینکه شما دزدی می کنید بیانگر این است که احساس محروم بودن و خالی بودن می کنید. مکانی که دزدی رخ می دهد، بیانگر نیازمندی شماست(خانه، اداره، مدرسه و غیره). تعبیر دیگر این است که دزدی بیانگر اهداف درک نشده و اجرا نشده است. ممکن است شما اهدافتان را خیلی بالا تنظیم کرده اید

خواب دیدن اینکه کسی چیزی از شما می دزدد بیانگر این است که یک بحران هویت را تجربه می کنید یا از نوعی فقدان در زندگی تان رنج می برید. تعبیر دیگر این است که خواب به این معنی است که کسی موفقیت شما را دزدیده است یا اعتبار چیزی که شما انجام دادید را گرفته است. شاید شما حس می کنید که نا عادلانه با شما رفتار شده است

تعبیر خواب دزدیده شدن

دیدن اینکه ربوده شده اید در خواب نشان می دهد که شما توسط شرایط و یا شخصی کنترل می شوید. شما دچار فقدان کنترل برخویش هستید.

اگر شاهد یک آدم ربایی در خواب باشید به معنای احساس بیچارگی و درماندگیست.

اگر خواب ببینید که شما کسی را می ربایید به این معناست که می خواهید چیزی را نگه دارید که در واقع باید رهایش کنید.  ممکن است شما نظرات و عقیده خود را به دیگران تحمیل می کنید.

تعبیر خواب اسب

تعبیر خواب اسب

دیدن اسب در خوابتان نمادی از نیرومندی، قدرت و تحمل است. بیانگر انرژی فیزیکی قوی است. شما نیاز دارید نیروهای وحشی درونتان را رام کنید. تعبیر دیگر این است که دیدن اسب در خوابتان بیانگر این است که شما نیاز دارید کمتر متکبر باشید و از خر شیطان پایین بیایید. اگر اسب، دو سر دارد( سر اسب یک سر دارد و تهش هم یک سر)، بیانگر این است که شما از دو طرف کشیده می شوید(گیر کرده اید). شاید قدرت یا نیروی شما تقسیم می شود یا شما در مورد یک مساله ی احساسی و درونی سردرگم هستید

دیدن اسب سیاه یا اسب تیره در خوابتان بیانگر راز، درنده خویی و ناشناختگی است. شما روی یک موقعیت ناشناخته، شانس خود را امتحان می کنید یا قمار می کنید. ممکن است حتی به نیروهای غیبی اشاره داشته باشد. اگر اسب سفید باشد، بیانگر خلوص، کامیابی و شانس خوب است. خواب دیدن اینکه توسط یک اسب سفید تعقیب می شوید جناسی از پاکدامنی است.

دیدن اسب مرده در خوابتان بیانگر این است که چیزی در زندگی تان که در ابتدا به شما قدرت داده است، دیگر الان نیست.)

دیدن یک گله اسب وحشی در خوابتان بیانگر حس آزادی و نبود مسئولیت و وظیفه است. شاید ممکن است بیانگر احساسات غیر قابل کنترل شما باشد. اگر شما یک اسب وحشی را می رانید، بیانگر تمایلات نامحدود (بی بند و بار) است

خواب دیدن اینکه شما اسب سواری می کنید بیانگر این است که شما در موقعیتی بالا یا جایگاه قدرت قرار دارید. تعبیر دیگر این است که شما از طریق یک سری روش های پنهانی و نادرست، به موفقیت دست خواهید یافت. اگر شما یک اسب می رانید که از کنترل خارج است، به این معنی است که شور و هیجانتان شما را در زندگی پیش می برد.

دیدن اسب زره پوش در خوابتان به وحشی گری، پرخاشگری، قدرت و/یا سفت و سختی اشاره دارد. شما ممکن است خیلی منطقی و اهل جدال باشید. تعبیر دیگر این است که شما ممکن تلاش کنید که از خودتان در مقابل تمایلات مادی ضمیر ناخودآگاهتان که بروز می کند حفاظت کنید

خواب دیدن اینکه شما یک اسب را می شویید بیانگر احیای قدرت و انرژی است. شما انفجار انرژی را در جنبه ای از زندگی تان تجربه می کنید

خواب دیدن در مورد اسبی که سخن می گوید، به دانش بالاتر اشاره دارد. اهمیت چیزی که اسب می گوید را در نظر بگیرید. اگر اسب سیاه است، پس پیغام ممکن است از طرف ضمیر ناخودآگاهتان باشد. اگر اسب، آبی باشد، پیغام ممکن است ناراحتی باشد. شما یا کسی که به دنبال کمک هستید، اما نمی دانید که چگونه آن را دریافت کنید.

اگر خوردن گوشت اسب در فرهنگ شما پذیرفته نیست، خواب به موقعیتی اشاره دارد که شما نمی خواهید جزئیات رادر موردش بدانید. اگر شما از خوردن گوشت اسب لذت می برید، بیانگر این است که شما آغوشتان را به سمت تجارب مختلف باز می کنید. اگر خوردن گوشت اسب از نظر فرهنگی برای شما پذیرفته است، پس خواب، اهمیت یکسانی مشابه خوردن گوشت دارد.

خواب دیدن اینکه شما مسابقه اسب دوانی را نگاه می کنید، بیانگر قدرت و انگیزه ای است که برای پیش رفتن در زندگی نیاز دارید. شما نیاز دارید که باور کنید قادر به موفقیت در همه ی تلاش هایی که می کنید هستید(تلاش هاتان به نتیجه می رسد).

دیدن نعل اسب در خوابتان بیانگر شانس و موفقیت در تلاش هاتان است. ممکن است بیانگر عروسی در اینده ای نزدیک باشد. اگر نعل اسب به سمت پایین بچرخد، معنای برعکسی دارد و به عنوان بدشانسی است. همه ی انرژی ای که در یک پروژه می گذارید، ممکن است ارزشش را نداشته باشد

دیدن یا خواب دیدن اینکه شما سوارکار اسب دوانی هستید بیانگر این است که شما در موقعیت بالایی هستید(در موقعیت رو به رشد). شما به توانایی تان ایمان دارید

 

کتاب انسان و سمبول هایش

دکتر کارل گوستاو یونگ در کتاب انسان و سمبول هایش درباره خواب ها چنین می گوید:

نباید پژوهش در مورد خواب را دست کم گرفت. خواب از ذهنیتی سرچشمه می گیرد که کاملا بشری نیست. به نظر زمزمه ای می آید نشات گرفته از طبیعت، از زیبایی و سخاوتمندی و البته گاه از خشونت. اگر بخواهیم نمونه هایی از این ذهنیت را بررسی کنیم بدون شک اساطیر باستان و یا انسان های بدوی بیشتر گویا هستند تا تکیه بر خودآگاهی انسان امروز. انسان بدوی بیشتر مطیع غرایز خود می باشد تا انسان “معقول” امروزی که یاد گرفته است چطور خود را “سرکوب” کند.

خواب می تواند واقعه را پیش از وقوع هشدار دهد و این را نباید لزوما به حساب معجزه یا پیشگویی گذاشت. بسیاری از بحران های زندگی ما تاریخچه طولانی ناخودآگاه دارند و ما گام به گام به آن ها نزدیک می شویم بی آنکه متوجه خطری که هردم فزونی می گیرد بشویم. در واقع آنچه را که شما دوست ندارید ببینید (خاطرات یا تجربه های دردناک گذشته یا خواسته های غیرواقعی) از قلمرو ناخودآگاه شما بیرون شده و به ناخودآگاه می رود. این تجربیات و موارد رانده شده بوسیله خواب به ما ابلاغ می شوند.

هرچه شخصیت خودآگاه بیشتر زیر نفوذ پیش داوری ها، خطاها، خیال پردازی ها و امیال پوچ قرار گیرد، زندگی فرد بیشتر از مسیر طبیعی خود خارج شده و از غرایز عادی، طبیعت و واقعیت دورتر و دورتر می شود و حفره ایجاد شده آنچنان ژرف می گردد تا به روان نژندی بیانجامد. وظیفه خواب معمولا کوشش در برقراری توازن روانی ما به یاری ملزومات رویاست که به گونه ای پیچیده موازنه کلی روان را دوباره برقرار کند.
من این وظیفه را وظیفه تکمیلی (یا جبرانی) خواب در ساختمان روانی می نامم. و همین روشن می کند که چرا کسانی که واقع گرا نیستند یا زیاده از اندازه به خود بها می دهند یا پا را از گلیم خود فراتر می گذارند همواره خواب می بینند که در حال پرواز یا سقوط می باشند. خواب اگرچه این گونه ضعف شخیتی آن ها را جبران میکند اما در عین حال خطرهای موجود در رفتارشان را نیز به آنها گوشزد می کند. مثلا احتمال دارد در بیداری از پله سقوط کنند یا تصادف خودرو انتظارشان را بکشد.

مردی را به خاطر می آورم که درگیر یک سلسله کاکرهای خلاف شده بود. این شخص کششی بیمارگونه به خطرناکترین راه های کوهنوردی پیدا کرده بود که برایش به گونه ای جنبه جبرانی داشت. او همواره در پی این بود که از “خویشتن خود فراتر برود” یک شب خواب دید از قله کوه هم فراتر رفته و پای خود را در فضای تهی گذاشته است. وقتی خواب خود را برایم تعریف کرد بی درنگ به خطری که تهدیدش می کرد پی بردم و کوشیدم به وی هشدار دهم و مجالش کنم میانه روی پیشه کند. و حتی به او گفتم خوابش مرگی ناشی از حادثه در کوهستان را پیشگویی کرده است. اما بیهوده بود و شش ماه پس از آن او در “پای در فضای تهی گذاشته بود”. یک راهنما شاهد بوده که او به همراه دوستش از مکانی صعب العبور با یک طناب پایین می رفتند. دوست وی برای چند لحظه پای خود را روی برجستگی تخته سنگ می گذارد و خواب بیننده ما که در پی او بوده بناگاه طناب را رها می کند. بر مبنای گفته های راهنما: “گویی می خواست به میان فضای تهی بپرد.” و بدین سان روی دوست خود می افتد و او را هم با خود می کشد و هر دو کشته می شوند.

نمونه دیگر مورد زنی ست که زندگی بسیار بلند پروازانه ای داشت. اگرچه مغرور و مستبد بود، اما خواب های تکان دهنده یی که بیان کننده وقایع ناگوار بودند می دید. وقتی من سبب را برایش گفتم برآشفت و از پذیرش گفته هایم خودداری کرد. به مرور خواب هایش رنگ تهدید آمیزتری می گرفتند و همگی با رویاهای بلند پروازانه اش به هنگام گردش تنها در پارک های بزرگ ارتباط داشتند. من خطری را که تهدیدش می کرد می دیدم، اما او به هشدارهایم توجهی نمی کرد. اندک زمانی بعد در یکی از پارک های بزرگ مورد حمله وحشیانه یک منحرف جنسی قرار گرفت و اگر فریادهایش توجه چند نفری را که در آن نزدیکی بودند جلب نکرده بود شاید کشته شده بود.