کارگاه شماره یک تحلیل خواب: خواب ها چگونه با ما صحبت می کنند؟

این کارگاه تحلیل خواب، یک سخنرانی یک طرفه و خسته کننده از سمت ما، نخواهد بود. بلکه در این کارگاه ما و شما در کنار هم فعالانه تلاش می کنیم تا یک خواب را تحلیل کنیم. در روند تحلیل این خواب راجع به روش ها و تکنیک های تحلیل خواب به روش روانشناسی یونگ صحبت میکنیم.

.

این مهمترین کارگاهی است که ما برگزار خواهیم کرد. زیرا در این جلسه یک ساعت و نیمه ما راجع به مبانی اصلی تحلیل خوابها صحبت میکنیم. شما برای شرکت در هرکدام از کارگاههای آینده ما، نیاز به آموزش های این کارگاه خواهید داشت. پس این جلسه را از دست ندهید!

.

در این جلسه، در حین تحلیل یک خواب که به عنوان نمونه مورد بررسی قرار می گیرد، به سوال های زیر پاسخ داده می شود:

  • چگونه با خوابهایمان مواجهه شویم؟
  • تکنیک تحلیل قدم به قدم خواب به روش ماری لوییس ون فرنز: ساختار سه قسمتی
  • چرا خوابهای ما تلفیق عجیبی از اتفاقات روزمره زندگی مان هستند؟
  • چطور فضاها،خانه ها و اتاقهایی که در خواب می بینید را تحلیل کنید؟
  • اگر در خواب احساس می کنید که در خانه تان هستید، ولی آنحا با خانه واقعی تان فرق می کند، معنایش چیست؟
  • افراد غریبه ایکه در خوابتان می بینید نماد چه چیزی هستند؟ حضور آنها در خواب ما چه معنایی دارد؟
  • دیدن پسربچه در خواب به چه معناست؟
  • دیدن دختربچه در خواب به چه معناست؟
  • تجاوز به طور کلی در خواب به چه معناست؟

.

مکان:

محل برگزاری این ورکشاپ، خانه شماست. یا هرجایی که در آن احساس راحتی بیشتری کنید. این ورکشاپ به صورت آنلاین برگزار می شود. شما از هر شهر یا کشوری که در آن هستید، میتوانید در این ورکشاپ شرکت کنید! فقط کافیست یک آدرس ایمیل داشته باشید و دسترسی به اینترنت پرسرعت.

.

زمان:

یکشنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۹۷

ساعت هفت و نیم عصر به مدت یکساعت و نیم

۷:۳۰ شب الی ۹ شب

.

هزینه:

۴۵ هزار تومان. اما…

ما اصلا دوست نداریم که هزینه مانعی برای آموزش و نشر علم باشه. به همین دلیل، تعداد زیادی تخفیف برای شما در نظر گرفته ایم به صورتی که شما بتوانید حتی با هزینه اندک ۱۰ هزار تومان در این ورکشاپ شرکت کنید!

تخفیف شماره یک: تخفیف پله ای

  • اگر شما تا ساعت دوازده شب سه شنبه ۲۹ خرداد ثبت نام کنید از تخفیف ۵۰% برخوردار خواهید شد. (معادل ۲۲ هزار و پانصد تومان)
  • اگر شما تا ساعت دوازده شب جمعه ۱ تیر ثبت نام کنید، هزینه ثبت نام شما تنها ۲۹ هزار تومان خواهد بود
  • اگر شما تا ساعت دوازده شب جمعه ۸ تیر ثبت نام کنید، هزینه ثبت نام شما تنها ۳۹ هزار تومان خواهد بود

.

تخفیف شماره دو: تخفیف معرفی

به ازای هر شخصی که شما برای ثبت نام به این ورکشاپ معرفی کنید، پنج هزار تومان تخفیف ثبت نام برای هر کدام از شما در نظر گرفته خواهد شد.

مثال: شما می خواهید روز دوشنبه ۲۸ خرداد ثبت نام کنید. دو تا از دوستانتان را هم معرفی کرده اید و آنها هم قصد ثبت نام دارند. توجه کنید برای اینکه شما از تخفیف معرفی برخوردار شوید، حتما حتما اول دوستان شما باید ثبت نام کنند و نام شما را به عنوان معرف در فرم ثبت نام ذکر کنند.

دوستان شما در تاریخ دوشنبه ۲۸ خرداد ثبت نام می کنند. آنها از دو تخفیف برخوردار می شوند: تخفیف پنجاه درصدی و تخفیف معرفی. بنابراین هزینه ثبت نام آنها ۱۷۵۰۰ خواهد بود (هفده هزار و پانصد تومان).

بعد از اینکه آنها ثبت نام کردند، شما ثبت نام می کنید و نام آنها را به عنوان کسانی که معرفی کردید می نویسید. شما چون دو نفر را معرفی کرده اید، تخفیف معرفی شما ۱۰ هزار تومان است. بنابراین هزینه ثبت نام شما ۱۲۵۰۰ خواهد بود (دوازده هزار و پانصد تومان)

.

چگونه ثبت نام کنیم؟

شما برای ثبت نام در ورکشاپ خواب و رویا حتما حتما به یک آدرس ایمیل نیاز دارید. نیازی نیست که این آدرس ایمیل شخصی شما باشد. می توانید از ایمیل دوستان یا اقوامتان استفاده کنید.

قدم اول: از لینک رو به رو فرم پیش ثبت نام را پر کنید: فرم پیش ثبت نام

قدم دوم: دکمه ارسال را بزنید تا فرم برای ما ارسال شود. به محض ارسال فرم، یک ایمیل اتوماتیک برای شما ارسال خواهد شد که نشان می دهد ما فرم پیش ثبت نام شما را دریافت کردیم. در این ایمیل اتوماتیک شماره کارت جهت واریز مبلغ برای شما نوشته شده است. توجه داشته باشید که این ایمیل اتوماتیک ممکن است به قسمت اسپم ایمیل شما برود. حتما اینباکس و اسپم را به طور کامل چک کنید.

قدم سوم: هزینه ورکشاپ را واریز کنید.

قدم چهارم: رسید ثبت نام را به این آدرس برای ما ایمیل کنید: khaboroya.info@gmail.com

توجه کنید که حتما رسید را به آدرس بالا برای ما ایمیل کنید. به ایمیل اتوماتیک ما پاسخ ندهید چون به دست ما نخواهد رسید!

قدم پنجم: ظرف بیست و چهار ساعت ایمیل تاییدیه ثبت نام از طرف ما دریافت خواهید کرد. در این ایمیل روش شرکت در ورکشاپ آنلاین با جزیئات برای شما شرح داده می شود.

.

برای شرکت در این ورکشاپ چه چیزهایی نیاز دارم؟

شما برای شرکت در این ورکشاپ نیاز به هیچ پیش زمینه آموزشی ندارید.

اما نیاز به اینترنت پر سرعت دارید! این ورکشاپ از طریق پلت فرم زوم (ZOOM) برگزار خواهد شد. لینک و آموزش استفاده از زوم پس از ثبت نام برای شما ارسال خواهد شد. شما می توانید هم از طریق کامپیوتر و هم از طریق گوشی موبایل در این ورکشاپ شرکت کنید.

.

انصراف از ورکشاپ

اگر در ورکشاپ ثبت نام کرده اید، اما بعدا برنامه تان تغییر کرد و امکان حضور نداشتید می توانید از ورکشاپ انصراف دهید. شما تا ساعت دوازده شب روز پنج شنبه چهارده تیر فرصت دارید که اعلام انصراف از ورکشاپ کنید و ما پول پرداختی شما را تمام و کمال به شما برخواهیم گرداند! بدون هیچ شرط و سوالی!

پس از ساعت دوازده شب روز پنج شنبه چهارده تیر، امکان بازگرداندن مبلغ شما را نداریم.

.

برای دوستان خارج از کشور

اگر تمایل به شرکت در ورکشاپ را دارید، اما امکان پرداخت هزینه از ایران را ندارید، با ما تماس بگیرید. ما راههایی دیگری برای پرداخت خارج از کشور برای شما در نظر گرفته ایم.

 

.

.

بی صبرانه مشتاق دیدار شما و صحبت با شما در این ورکشاپ هستیم!

چرا شهرزاد فرهاد را دوست دارد؟ (و نه قباد)-قسمت دوم

تحلیل شخصیت شهرزاد سعادت

نوشته فاطمه کامرانی

 

شهرزاد بدون شک از زمانه خودش جلوتر است. حتی گاهی از زمانه ما هم جلوتر است چرا که سنت شکنی هایش، بعضی اوقات حتی مخاطبین سریال را هم عصبانی می کند. مثلا وقتی در فصل دوم قباد بزرگان فامیل را جمع می کند تا شهرزاد تا تهدید کند که بین ازدواجش و بچه اش یکی را انتخاب کند، شهرزاد تن به ذلت نمی دهد و می گوید که اگر من ذلیل باشم و در زندگی ام احساس سربلندی و خوشبختی نکنم هرگز نمی توانم فرزند سالمی تربیت کنم! این حرف اگرچه در سریال به صورت شعاری از دهان شهرزاد بیرون می آید، اما حرف درستی است! یک مادر افسرده ی سرکوب شده، انسان سالمی نیست و مشکل چنین زنی بدون شک بر سلامت روانی فرزندش تاثیر خواهد گذاشت. (در ادامه در این باره صحبت خواهیم کرد.)

همه این حرفها و نوع شخصیت شهرزاد باعث می شود که خیلی سخت بتوان تنها یک نوع ویژگی (آرکتایپ) مطلق شخصیتی را به شهرزاد نسبت داد. در شخصیت شهرزاد، بیش تر از یک آرکتایپ شخصیتی رشد کرده است و این نشانه ای از پختگی و بلوغ اوست. آتنا برجسته ترین این آرکتایپ هاست (که تعداد زیادی از دوستان در کامنت های اینجا واینستاگرام هم اشاره کردند). آتنا آرکتایپ شخصیتی عاقله زن است. زنی که مستقل است، قوی است و پا به پای مردان کار میکند. شهرزاد خانم دکتر است. از شان اجتماعی بالایی برخوردار است و زن و مرد همه به او احترام میگذارند. از وقتی سرکار رفته، آنقدر استقلال مالی دارد که به مادرش هم کمک مالی می کند. عجیب نیست که چنین زنی با چنین قدرت روانی ای به چشم بزرگ آقا بیاید و برگزیده او بشود برای مدیریت خاندان دیوان سالار! ولی شهرزاد که خودش آنیموس قوی ای دارد، در کنار چنین مردان قدرتمندی راحت نیست. چون به قولی «آقا بالاسر نمی خواهد». او نیاز به عشق دارد، به یک همراه، به مردی که نرمی و لطافت عشق را به او یادآور شود. چه کسی شاعر تر و لطیف تر و احساسی تر از فرهاد؟ شهرزاد از این انرژی در کنار فرهاد عمیقا لذت می برد. در این رابطه شهرزاد عاقله زن است، درست و غلط را تشخیص می دهد، گاهی فرهاد را نصیحت می کند که سرعقل بیاید و خامی نکند و از آن طرف فرهاد جسورانه جلو می رود و ندای آزادی سر میدهد. شهرزاد از این انرژی سرمست می شود اما از آن طرف «عاقله زن» روانش می گوید «فرهاد اگر اتفاقی برای تو بیفتند من و مادرت و خواهرت چه کنیم؟؟» شهرزاد خانم دکتر است و میداند هیچ گاه نیاز ندارد که فرهاد حامی مالی اش باشد برای همین می تواند بدون نگرانی نان شب از شاعرانگی فرهاد لذت ببرد! تا فرهاد، وجودش را غرق عشق کند و خستگی کار سخت روزانه در بیمارستان را از تنش بزاید.

از آن طرف، قباد هم مرد ضعیفی است که جذب شهرزاد شده است. (و شاید هم آنیموس قوی شهرزاد). اما توان ندارد که هیچ کدام از انرژی های مورد نیاز روان شهرزاد را به او هدیه بدهد. قباد خودش اسیری است که به دنبال ناجی است. شعر بلد نیست که روح شهرزاد را سرمست کند. تنها می تواند ساده بگوید «دوستت دارم. بدون تو زندگی برام محاله» این حرف قشنگ است ولی روح شهرزاد به لطافتی بالاتر از این نیاز دارد.

دقت کنید که هرگاه مردانگی هر مردی، سعی بکند جلوی شهرزاد بایستد، شهرزاد با آن شخص درگیر می شود. حتی اگر این فرد فرهاد باشد. یادتان است وقتی شهرزاد می خواست به جلسات مخفیانه فرهاد و دوستانش برود و فرهاد گفت «جلسات مردانه است و جای زن نیست» ؟ شهرزاد شاکی شد و تعجب کرد که فرهاد چنین حرفی می زند.

یکی دیگر از آرکتایپ های روان شهرزاد آرتمیس است. آرتمیس آرکتایپ خواهر است. شهرزاد مدافع حقوق زنان است. در انجمن زنان سخنرانی میکند. خواهران خودش و همه زنان را حمایت می کند تا ذلت نبینند، به حقوقشان آگاه شوند و برای آن مبارزه کنند. اگر مردی در این باره جلوی او بایستد، با او بحث، رقابت و مجادله می کند. مثل وقتی که پدرش سعی می کند جلوی او را بگیرد تا یک زن، با تعریف کلیشه ای باقی بماند. اما فرهاد همراه تمام این تفکرات شهرزاد است. فرهاد کتاب خوانده بنابراین اسیر تعریفات کلیشه ای جامعه نیست. احتمالا راجع به حقوق زنان و جنبش های زنان در تمام دنیا مطالعه کرده و برای همین هیچ جایی در مقابل شهرزاد نمی ایستند و سعی می کند همراهی اش کند. در حالی که قباد در زندگی اش هیچ آموزشی در این مورد ندیده است و هیچ درکی از زنان و حقوقشان ندارد. اگر قباد به شهرزاد و حرفهایش احترام می گذارد و به انجمن زنان کمک می کند تنها به خاطر عشق به شهرزاد و جلب نظر اوست نه آگاهی اش. شهرزاد این موضوع را درک می کند و ترجیح می دهد همراهی داشته باشد که کتابهای مشابه او خوانده باشد و درکی مشابه او از مسائل داشته باشد.

شهرزاد دیمیتر هم هست! دیمیتر آرکتایپ مادر است. میدانم که احتمالا برخی به شدت با من مخالفت خواهند کرد که شهرزاد، فرهاد را به فرزندش ترجیح داد. اما یک لحظه حرف من را گوش کنید. دیمیتر مادر جهانی است، مادر دنیا است. آرکتایپی است که برای همه کس و همه چیز مادری می کند، از فرزندش گرفته تا گیاه و حیوان و کره زمین! مگر غیر از آن است که شهرزاد برای قباد مادری کرد، برای فرهاد مادری کرد، برای خواهرش مادری کرد… شهرزاد حتی برای مادرش هم مادری کرد. شهرزاد همه را حمایت میکند. حتی به قیمت قربانی کردن خودش و خواسته هایش. حواسش به همه هست. شهرزاد می خواهد همه خوشحال باشند. فرهاد زنده باشد. مادر فرهاد غصه نخورد. خواهرش نگران زندگی زناشویی اش نباشد… تنها وقتی به فرزند شهرزاد می رسیم این انرژی مادرانه کمرنگ می شود… اگر راستش را بخواهید من شخصا فکر می کنم اینکه ما به عنوان مخاطب سریال احساس می کنیم شهرزاد به اندازه کافی برای امید (کبیر) مادر نیست یکی از نقاط ضعف سریال است. یعنی قصد نویسندگان چنین چیزی نبوده. اما طوری به این رابطه پرداخته شده که ما این عشق مادری را نمی بینیم و نمی توانیم بپذیریم.

حالا در رابطه ی فرهاد و شهرزاد یک بده بستان وجود دارد: شهرزاد از کارهای فرهاد حمایت می کند (کارهایی که حتی هاشم، پدر فرهاد، او را نهی میکند) و در عوض فرهاد برای شهرزاد شعر می گوید و به او احساس لطیف و شاعرانه عشق را هدیه می دهد. اما در رابطه قباد و شهرزاد چنین اتفاقی نمی افتد. شهرزاد تنها نقش یک ناجی و معلم را دارد. به قباد یاد می دهد که چگونه آرام باشد، چگونه مستقل باشد، چگونه «عاشق» باشد. در عوض قباد چه چیزی دارد که به شهرزاد بدهد؟ مال دنیا؟ خدم و حشم؟… نه! روح مستقل شهرزاد نه به مال دنیا نیاز دارد و نه به خدم و حشم!

.

لطفا نظراتتان را برای ما بنوسید و در بحث مشارکت کنید. در قسمت سوم این تحلیل راجع به آرکتایپ پرسفون و آفردیت صحبت خواهیم کرد.

.

برای مطالعه قسمت اول تحلیل شخصیت «شهرزاد» اینجا کلیک کنید.

برای مطالعه تحلیل شخصیت «فرهاد دماوندی» اینجا کلیک کنید.

 

 

 

 

شهرزاد

چرا شهرزاد فرهاد را دوست دارد؟ (ونه قباد) – قسمت اول

(تحلیل شخصیت شهرزاد سعادت)

نوشته فاطمه کامرانی

 

تابحال برایتان پیش آمده است که دوستتان عاشق و دلباخته شخصی بشود، بعد که شما آن شخص را دیدید شکه  بشوید که «چرا؟» اتفاقی که در سریال شهرزاد افتاده است هم مشابه همین است. این دفعه تعداد زیادی از مخاطبین سریال هستند در مقابل شهرزاد. البته قبول دارم که تعدادی از مخاطبین، عشق شهرزاد و فرهاد را درک می کنند و دوستش دارند. اما تا جایی که من متوجه شدم درصد افرادی که آرزو میکردند تا شهرزاد و قباد دوباره درکنار هم باشند بیشتر است.

شاید برایتان جالب باشد بدانید که روانشناسی یونگ تحلیل خوبی برای عشق دوست شما (در اینجا شهرزاد) نسبت به طرف مقابلش (در اینجا فرهاد) ارائه می دهد و من اینجا می خواهم با استفاده از مبحث پروجکشن ( یا فرافکنی) در روانشناسی یونگ نظرم را راجع به چرایی علاقه شهرزاد نسبت به فرهاد بنویسم. شما هم نظرات موافق و مخالفتان را در کامنت ها بنویسید تا در کنار هم رشد کنیم. ما از مشارکت شما در بحث (حتی اگر کاملا مخالف باشید) لذت می بریم.

قبل از شروع تحلیل لازم هست که به طور مختصر راجع به پروجکشن در روانشناسی یونگ صحبت کنیم. (برای بحث مفصل می توانید کتاب یار پنهان را مطالعه کنید)

یادتان هست که در تحلیل شخصیت فرهاد راجع به سایه ها حرف زدیم؟ سایه ها انرژی های روان ما هستند که در تاریکی هستند و ناشناخته مانده اند. انرژی هایی که به قدر کافی در ما رشد نکرده اند و ما معمولا آنها را در اتاق تاریک روانمان حبس کرده ایم و سراغشان نمی رویم؛ چون یا آنها را خوب نمی شناسیم و یا دوستشان نداریم. این انرژی ها ممکن است نقاط منفی روان ما باشند مثل خسیس یا حسود بودن. و یا حتی ممکن است اصلا چیز بدی نباشند، ولی ما هرگز فرصت رسیدگی به آن را نداشته ایم. مثلا من استعداد موسیقی دارم، اما هرگز در زندگی ام دنبال پرورش این استعداد نرفته ام.

حالا سوال این است که برای این انرژی ها چه اتفاقی می افتد؟ حالت مخرب و بدش همان است که برای فرهاد اتفاق افتاده: سایه هایی که در طولانی مدت در سرکوب ما مانده اند برعلیه ما قیام می کنند، ما را تسخیر می کنند و ما ناگهان دست به کاری مخرب و نابودگر می زنیم.

ولی حالت متعادلی هم وجود دارد: این سایه ها در زندگی روزمره ما تلاش می کنند تا خودشان را به ما نشان بدهند. چطوری؟ ناخودآگاه باهوش و زیرک ما به آدمهای دور و بر ما نگاه می کند و دنبال کسی می گردد که یکی از انرژی های سرکوب شده روان ما را داشته باشد. به سرعت آنها را شناسایی می کند و بعد به شدت توجه ما را به سمت آن افراد جلب میکند. اگر این سایه یک سایه منفی باشد، مثل صفت حسادت، ما به شدت از آن شخص متنفر می شویم و هر جا می رویم داد سخن سر میدهیم که فلانی به شدت حسود هست و این چقدر صفت زشتی است و من چقدر از این آدم و آدمهای حسودی مثل او متنفر هستم! و اگر این سایه مثبت باشد، ما جذب آن آدم می شویم. اگر من نوعی که خانم هستم، یکی از سایه هایم را روی یک خانم دیگر پروجکت (فرافکن) کنم، یکهو احساس می کنم که چقدر به این خانم نزدیک هستم و چقدر دلم می خواهد با او دوستی کنم. و اگر روی یک آقا فرافکن کنم، احساس می کنم به این آقا علاقمند هستم! مثلا اگر من که (طبق مثال بالا) استعداد موسیقی بالایی دارم، اما هرگز سعی نکردم این استعداد را پرورش بدهم، وقتی یک موسیقی دان می بینم، یکهو یک دل نه صد دل عاشقش می شوم!

پدیده فرافکنی نه چیز بدی است و نه چیز خوبی! در واقع روش استفاده و برخورد ما با این پدیده است که می تواند آن را خطرناک یا مفید کند. پس وقتی ما عاشق یک نفر می شویم، باید حواسمان باشد که در واقع او حامل انرژی ای است که روان من برای رشد به آن نیاز دارد.

حالا دوباره برگردیم به شهرزاد سعادت. برای جواب دادن به سوال چرایی عشق شهرزاد به فرهاد، باید ببینیم روان شهرزاد به چه انرژی ای نیاز داشته که آن را در روان فرهاد پیدا کرده است؟

….

اگر راستش را بخواهید من تحلیل را برایتان نوشتم و بعد پاک کردم… فکر می کنم بد نباشد اگر ابتدای این متن بنویسم «قسمت اول» تا شما هم فرصت داشته باشید که راجع به فرافکنی فکر کنید و در این بحث مشارکت کنید! نظراتتان را اینجا یا در اینستاگرام برای من بنویسید و من بعد از خواندن نظرات شما، فردا، ادامه این تحلیل را منتشر می کنم.

.

.

برای مطالعه قسمت دوم تحلیل شخصیت «شهرزاد» اینجا کلیک کنید.

برای مطالعه تحلیل شخصیت «فرهاد دماوندی» اینجا کلیک کنید.

.

چرا عشق شهرزاد و فرهاد به دل ما نمی نشیند؟

(تحلیل شخصیت فرهاد دماوندی)

نوشته فاطمه کامرانی

 

فرهاد دماوندی توانایی این را دارد که به هرجایی برسد خرابکاری کند! حتی اگر بهترین فرصت ها و موقعیت ها را هم در اختیارش بگذاریم، بالاخره یک راهی پیدا می کند که این موقعیت را از بین ببرد. تا قبل از قسمت چهاردهم، همیشه از خودم می پرسیدم «آیا نویسندگان سریال تصمیم داشتند که یک شخصیت عالی آرمانی بسازند، ولی شخصت برعکس درآمده؟ یا اینکه عمدا تلاش می کنند که شخصیت فرهاد را خراب کنند؟» وقتی در قسمت چهاردهم  فرهاد رو به روی بهبودی (رضا کیانیان) در ماشین دربسته نشست و حتی در کشتن بهبودی هم خرابکاری کرد، تقریبا مطمئن شدم که نویسندگان سریال احتمالا قصد خراب کردن شخصیت فرهاد را دارند. اما انقدر باهوش و زیرک هستند که دستشان را به راحتی رو نمی کنند.

فرهاد دماوندی، شخصیت آرمانگرایی دارد وگویا در دنیای فوق خیالی خودش زندگی می کند و مثل یک نوجوان نابالغ تصمیم دارد همه دنیا را یک تنه و دریک حرکت تغییر بدهد. ولی در عوض هر بار که با واقعیت زندگی برخورد می کند، هیچ جوره توانایی مقابله با آن را ندارد و همیشه در برابرش کم می آورد. به نظر من او مصداق کامل چنین شخصیتی است: «بزرگ نشده ام، نمی خواهم بزرگ شوم، ولی ادعای بزرگ بودن دارم» من سعی کردم کل سه فصل را مرور کنم اما هیچ رفتار بالغانه ای از فرهاد به ذهنم خطور نمی کند! اگر شما چیزی به ذهنتان می رسد خواهش می کنم که در قسمت نظرات برای من بنویسید!

فرهاد گویا هنوزبالغ نشده. به زندگی اش نگاه کنید. در خانه پدری اش زندگی می کرده. خرج خورد و خوراکش را همیشه پدرش می داده (مگر درآمد مجله یا حقوق معلمی چقدر بوده؟) زنش را هم که می آورد در خانه پدرش. فرهاد هیچ وقت غم نان نداشته تا تلاش و دست و پنجه نرم کردن با واقعیت زندگی، بالهای حرکتش را قوی کند. به همین دلیل است که در دنیای تئوری و آرمانگرایانه خودش زندگی می کند. دنیایی که فکر می کند در آن، دکتر مصدق را نجات می دهد (!) و یک شبه سرنوشت مردم و کشورش را تغییر خواهد داد.

شاید به دلیل همین شخصیت شعاری و آرمانگرایانه فرهاد هست که عشقش به شهرزاد هم شعاری شده. عشق فرهاد به شهرزاد سرشار از شعر و شعار است و این عشق به دل مخاطب نمی نشیند. چرا که وقتی پای عمل می رسد، ما می بینیم که فرهاد هیچ درکی از مسئولیت خانواده و همسرداری ندارد! زندگی اش را، همسرش را، خواهر و مادرش را، همه را، به خطر می اندازد برای عملی که به اسم یک «آرمان بزرگ» است اما خود این عمل با هیچ عقل سالمی جور درنمی آید!

بیایید کمی راجع به مفهوم سایه در روانشناسی یونگ حرف بزنیم. سایه ها بخشی از روان ما هستند که به دلایل مختلف ما آنها را در تاریکی نگه داشته ایم و دوستشان نداریم. یک مثال خیلی ساده این است که مثلا من دوست ندارم باور کنم که خسیس یا حسود هستم. بنابراین این ویژگی های روانم را انکار می کنم و آنها سایه من خواهند شد. روانشناسی یونگ می گوید که ما باید با سایه هایمان آشتی کنیم و آنها را در آغوش بگیریم. چرا که هرچه بیشتر از آنها فرار کنیم، آنها با سرعت بیشتری به سمت ما هجوم می آورند. و وقتی به ما رسیدند، ما را تسخیر کرده و رفتاری از ما سر می زند که مخرب و نابودگر است! مثل فرهاد شاعر و آرام و دوست داشتنی که یکهو تسخیر سایه هایش می شود، بعد دوره می افتد در شهر تا از همه انتقام بگیرد و حتی به شهرزاد هم رحم نمی کند…

.

.

اگر این متن را دوست داشتید، حتما تحلیل شخصیت شهرزاد سعادت را هم بخوانید: چرا شهرزاد عاشق فرهاد است؟ (و نه قباد) – قسمت اول

.