چرا عشق شهرزاد و فرهاد به دل ما نمی نشیند؟

(تحلیل شخصیت فرهاد دماوندی)

نوشته فاطمه کامرانی

 

فرهاد دماوندی توانایی این را دارد که به هرجایی برسد خرابکاری کند! حتی اگر بهترین فرصت ها و موقعیت ها را هم در اختیارش بگذاریم، بالاخره یک راهی پیدا می کند که این موقعیت را از بین ببرد. تا قبل از قسمت چهاردهم، همیشه از خودم می پرسیدم «آیا نویسندگان سریال تصمیم داشتند که یک شخصیت عالی آرمانی بسازند، ولی شخصت برعکس درآمده؟ یا اینکه عمدا تلاش می کنند که شخصیت فرهاد را خراب کنند؟» وقتی در قسمت چهاردهم  فرهاد رو به روی بهبودی (رضا کیانیان) در ماشین دربسته نشست و حتی در کشتن بهبودی هم خرابکاری کرد، تقریبا مطمئن شدم که نویسندگان سریال احتمالا قصد خراب کردن شخصیت فرهاد را دارند. اما انقدر باهوش و زیرک هستند که دستشان را به راحتی رو نمی کنند.

فرهاد دماوندی، شخصیت آرمانگرایی دارد وگویا در دنیای فوق خیالی خودش زندگی می کند و مثل یک نوجوان نابالغ تصمیم دارد همه دنیا را یک تنه و دریک حرکت تغییر بدهد. ولی در عوض هر بار که با واقعیت زندگی برخورد می کند، هیچ جوره توانایی مقابله با آن را ندارد و همیشه در برابرش کم می آورد. به نظر من او مصداق کامل چنین شخصیتی است: «بزرگ نشده ام، نمی خواهم بزرگ شوم، ولی ادعای بزرگ بودن دارم» من سعی کردم کل سه فصل را مرور کنم اما هیچ رفتار بالغانه ای از فرهاد به ذهنم خطور نمی کند! اگر شما چیزی به ذهنتان می رسد خواهش می کنم که در قسمت نظرات برای من بنویسید!

فرهاد گویا هنوزبالغ نشده. به زندگی اش نگاه کنید. در خانه پدری اش زندگی می کرده. خرج خورد و خوراکش را همیشه پدرش می داده (مگر درآمد مجله یا حقوق معلمی چقدر بوده؟) زنش را هم که می آورد در خانه پدرش. فرهاد هیچ وقت غم نان نداشته تا تلاش و دست و پنجه نرم کردن با واقعیت زندگی، بالهای حرکتش را قوی کند. به همین دلیل است که در دنیای تئوری و آرمانگرایانه خودش زندگی می کند. دنیایی که فکر می کند در آن، دکتر مصدق را نجات می دهد (!) و یک شبه سرنوشت مردم و کشورش را تغییر خواهد داد.

شاید به دلیل همین شخصیت شعاری و آرمانگرایانه فرهاد هست که عشقش به شهرزاد هم شعاری شده. عشق فرهاد به شهرزاد سرشار از شعر و شعار است و این عشق به دل مخاطب نمی نشیند. چرا که وقتی پای عمل می رسد، ما می بینیم که فرهاد هیچ درکی از مسئولیت خانواده و همسرداری ندارد! زندگی اش را، همسرش را، خواهر و مادرش را، همه را، به خطر می اندازد برای عملی که به اسم یک «آرمان بزرگ» است اما خود این عمل با هیچ عقل سالمی جور درنمی آید!

بیایید کمی راجع به مفهوم سایه در روانشناسی یونگ حرف بزنیم. سایه ها بخشی از روان ما هستند که به دلایل مختلف ما آنها را در تاریکی نگه داشته ایم و دوستشان نداریم. یک مثال خیلی ساده این است که مثلا من دوست ندارم باور کنم که خسیس یا حسود هستم. بنابراین این ویژگی های روانم را انکار می کنم و آنها سایه من خواهند شد. روانشناسی یونگ می گوید که ما باید با سایه هایمان آشتی کنیم و آنها را در آغوش بگیریم. چرا که هرچه بیشتر از آنها فرار کنیم، آنها با سرعت بیشتری به سمت ما هجوم می آورند. و وقتی به ما رسیدند، ما را تسخیر کرده و رفتاری از ما سر می زند که مخرب و نابودگر است! مثل فرهاد شاعر و آرام و دوست داشتنی که یکهو تسخیر سایه هایش می شود، بعد دوره می افتد در شهر تا از همه انتقام بگیرد و حتی به شهرزاد هم رحم نمی کند…

.

.

اگر این متن را دوست داشتید، حتما تحلیل شخصیت شهرزاد سعادت را هم بخوانید: چرا شهرزاد عاشق فرهاد است؟ (و نه قباد) – قسمت اول

.

 

28 پاسخ
  1. لادن
    لادن says:

    سلام و ممنون از مطالب خوب تون که البته کمی دیر به دیر آپدیت میشه
    آرکی تایپ فرهاد نوجوان ابدی است و ما بعنوان ببینده برای شهرزادی که همه خانواده روی اون حساب میکنند یک عاشق بالغ انتظار داریم .
    قباد آرکی تایپ معصوم رو نشون میده معصومی که با دیدن شهرزاد سفر قهرمانیش رو میخواد شروع کنه اما ناکام می مونه و دوباره یتیم میشه
    تاریخ هم ثابت کرده مردم ما آرکی تایپ یتیم و معصوم رو بیش از حد میپسندند

    پاسخ دادن
  2. ویدا.چیتگر
    ویدا.چیتگر says:

    سلام. ممنون از تحلیل خوبتون. از نظر من هم که یک روانشناس در حوزه یونگ هستم به همین شکل است مضاف بر اینکه علاوه بر کودک صفت بودن و آرمانگرایی اش, با آرکتایپ غالب پوزیدون در دنیای احساسات تند و مواج غوطه ور است و در غالب شعر و اشک و آه, به خود هویت بخشیده و آنجا که خشم اش به نهایت رسید علیه منابع قدرت قیام کرد و بدون در نظر گرفتن تبعات آن حق به جانب بودنش را به نمایش گذاشت.” فرهاد می خواست کسی باشد.”

    پاسخ دادن
  3. شرمین
    شرمین says:

    لطفا بنویسید چرا شهرزاد عاشق فرهاد است؟
    راستش من فقط فصل اول این فیلم رو دیدم ولی اصلا از فرهاد خوشم نمی اومد.دلیلش رو هم نمی دونم.

    پاسخ دادن
  4. نیلوفر
    نیلوفر says:

    عالی بود ، و به نظر من حتی برای اینکه نمیتونه مسولیت های مهم زندگی رو درست انجام بده رو آورده به یه مسأله ی بزرگ تا خودش رو خیلی درگیر نشون بده ، که یعنی تا وقتی این چیزها هست من نمیتونم به مسایل زندگی فکر کنم پس هر چی بیشتر تو دردسر بیافتم بهتر …

    پاسخ دادن
  5. نوشین
    نوشین says:

    ممنون واقعا مطلبتون جالب بود من هرچی فکر میکردم نهایت به این نتیجه میرسیدم که فرهاد واقعا شهرزاد رو دوست نداشت و شخصیت ضعیفش هم بخاطر تکیه همیشگی به پدرش بود ولی تحلیل شما خیلی مفید بود

    پاسخ دادن
  6. مونا
    مونا says:

    باسلام بسیار جالب و قابل تفکر بود نوشته شما. لطفا بازهم چنین مطالبی را با ما به اشتراک بگذارید. سلامت و موفق باشید

    پاسخ دادن
  7. شيرين عبدي
    شيرين عبدي says:

    كاملا موافقم.از نظر من شهرزاد بايد كسي رو بيشتر دوست داشته باشه كه بيشتر خواهان اون باشه .شهرزاد در حال بلوغ فكري خودش وبه صحنه ي ديدارش با فرهاد در تياتر ميرسد وفرهاد اب پاكي را روي ذهن نابالغش ميريزد سهرزاد قصه ي ما از آنجاي كه بسيار باهوش است نكته را مي گيرد وجاي واقعي خود را مي فهمد او پله ي از بلوغ را طي مي كند وايجاست كه مي فهميم زندگي به اين راحتي چيزهاي با ارزش را به افراد نمي دهد خيلي هزيينه بايد بدهيم تا بالغانه تر رفتار كنيم

    پاسخ دادن
  8. سپيده
    سپيده says:

    بله تحليل جالبى بود. خود من با وحود اينكه بنظرم فرهاد شخصيت تحصيلكرده و متينى هست اما اصلا جربزه و مردانگى لازم رو نداره. در روبرو شدن با مصائب زندگى، از اولين قسمت هاى فصل ١ كه از اعدام نجات پيدا كرده بود فقط واكنش گريه و افسردگى داره. و اما شهرزاد توانمندى و لياقت خيلى بيشترى داره

    پاسخ دادن
    • رکگو
      رکگو says:

      شهرزاد آتنایت الهه ی عقل شغل پزشکی،کتاب خوندن،قناعت ،و به قول یک نفر تنهاترین زن تاریخ،واقعیت رو میخواید بدونید؟که چنین زنی در دنیای ما نه عاشق فرهاده نه عاشق قباد،چنین زنایی معمولا عاشق یک دکتر یا یک مهندس یا یه وکیل میشن یعنی آپولون چون چنین آدمی مغز توسرش هست مثل فرهاد خل و چل یا مثل قباد وحشی نیست

      پاسخ دادن
  9. آرزو
    آرزو says:

    بنظر من شخصيت فرهاد با واقعيات روبرو نيست و شخصي كه دوبار توسط اشخاصي از مرگ نجات پيدا كرده،اينگونه قهرمان داستان شود و با جرات و نترس نشان داده شود

    پاسخ دادن
  10. Samirakashi
    Samirakashi says:

    در واقع عشق شهرزاد به فرهاد مال زمان خامی و نوجوانیه انهاست شهرزاد بعد از قباد فقط از سر لج برگشت به مادری کردن برای فرهاد کودک و لجباز تمام امیدش به قباد پدر فرزندش هست عاشق قباده و از سر لج که بین او و ثروت دیوان سالار سستی کرده به ازدواج با فرهاد تن داد ، در واقع یه جور حس لجبازی زنانه برای تنبیه مردی که با همه وجود دوسش داشت
    نگاهش به فرهاد فقط حس مادری است که میدونه هر تلاشی کنه بااز هم پسر کله شق و کوتاه نگرش خراب کاری میکند و زحمات اورا هدر میدهد کماینکه در اخر باز از قباد میخواهد با او برود و اینبار اورا ترجیح دهد تا فرهاد قباد و نکشه دومین فرصت و به او میدهد

    پاسخ دادن
  11. مریم.
    مریم. says:

    من جز ۲فصل شهرزاد هنوز فصل ۳ رو ندیدم. وتحلیل شما بنظرم درست است.عشق فرهاد وشهرزادی که به دل ننشت از فصل ۲حتی میشه از ۱ ام نام برد ولی عشق قباد باورکردنی بود خالصانه دوست داشت بااینکه شخصیت پوزیدونی میشه گعت داشت ازنظر بنده.فرهاد میگفت عاشق شهرزاد ومنتظر زمان می موند تا بدست بیاره واین تقلا رو بیشتر شهرزاد میکر تا فرهاد.بله فرهاد عشقه اوله سهرزاد ولی تمام فرهاد کارای عقلانی بوده که انگار در عشق اینقدر کمال گرایی قشنگ نیست.
    وممنون از تعبیر جالب وخوب اتون.

    پاسخ دادن
  12. سمیرا جواهریان
    سمیرا جواهریان says:

    سلام
    من با مفهوم سایه کاملا آشنایی دارم.و همیشه فکر میکردم که چرا من شخصیت کامل شهرزاد(از نظر خیلی ها)برای من اصلا جذاب نیست در صورتیکه شنیدم یکی از اساتید گفتن که شهرزاد شخصیت متعادل شده تمام آرکتایپ هاست.شاید من باید بگردم تو خودم و ببینم کدام بخش از شهرزاد سایه منه!!
    در مورد فرهاد دماوندی کااااااملا درست گفتید ممنون از تحلیل عالیتون. و حالا سئوال اینکه چرا عشق قباد هست که با تمام ظلمی که کرده به دل همه نشسته؟؟؟
    ممنون از سایت بسیار عالیتون

    پاسخ دادن
  13. پرنا
    پرنا says:

    لذت بردم از تحلیل .ممنونم .راستش من هم فرهاد و شخصیتی آرمانگرا میبینم که عشقش تحت تاثیر کتابهاست گویا هنوز به دنیای عینیت پاگشا نشده ..سفر قهرمانی این پسر از زمانی سروع شد که تا پای چوبه اعدام رفت ولی اعدام نشد ..پیش بینی میشد در بازگشت شخصیت قدرتمند تری به ایفای نقش میپرداخت ولی بازگشت مجددش به شهرزاد نیز تحت تاثیر دوست هنرپیشه خودش که گفت باید برای عشقت بایستی و مبارزه کنی شکل گرفت بنابراین اقدامی نبود که از جانب سلف باشد کاملا تحت تاثیر ..بنابراین در فصل دوم شهرزاد عشق فرهاد و شهرزاد مخاطب و جذب نمیکنه و اینطور القا میشه که به جورایی اونا توی رودربایستی(پیش نویس) مجددا جذب هم شدند..ولی ابراز احساساتشون در قالب دیالوگهاو شعر انجام میشه و همانطور که اشاره شد جنبه سایه گونه شخصیت فرهاد از انسان فرهیخته و روشنفکر که قباد رو گاها جانی و قاتل قضاوت میکند از او قبادی در سطح دیگر میسازد ..فرهاد یک کودک لجباز و خام است و هیجا بمن حس انسان بالغ و تداعی نمیکنه

    پاسخ دادن
  14. نونا کفافی
    نونا کفافی says:

    دیدگاهتان خیلی ظریف و دقیق بود به جنبه های جالبی اشاره کرده بودید.هیچ وقت به این جنبه فرهاد نگاه نکرده بودم همیشه شهرزاد رو بزرگ میدیدم۶

    پاسخ دادن
  15. شهناز حبیبی
    شهناز حبیبی says:

    دقیقا نظر من هم همین هست ،روشنفکری که با مردم همراه نباشد ،شعارگونه عمل خواهد کرد ،چون اگاهی مردم اصل اساسی هر تغییری هست که،فرهاد در اطرافش همه طرفدار بزرگ اقا و در واقع نان خور ،او بودند،کسانی که غم نان دا رند هیچوقت با حرفهای روشنفکری فرهاد ،جلو نمی امدند و شهرزاد هم که فرهاد راقبول داشت ،،روشنفکری عمل گرا بود،و مستقل و بدون نیاز مالی به اعوان و انصار بزرگ اقا ،،،
    این امر به بیننده فیلم میرساند که تا اگاهی نباشد شعار دادن حتی جان دادن روشنفکران ،این توده خوابزده را بیدار نمی کند …و انچه برانگیزنده هست فقر که اجبار زندگی هست که خانواده فرهاد و خانواده های دیگر فیلم به طرف بزرگ اقا و فامیلش کشیده می شدند

    پاسخ دادن
  16. دکتر معالمی
    دکتر معالمی says:

    ارکتایپ فرهاد هر چند از دید فرا یونگ اگزسالیزیستینزه باشه اما نوعی از نیو کرایو در هر دو شخصیت سریال دیده میشه

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − 7 =