تاثیر ناخودآگاه در زندگی ما

پروفسور کارل گوستاو یونگ در کتاب انسان و سمبولهایش درباره تاثیر ناخودآگاه در زندگی ما چنین می گوید:

 

تاثیری که دریافت های ناخودآگاه در بروز یک سلسله پدیده های روانی دارند به همان اندازه پیدایش نشانه های روانی را توجیه می کنند که خاطره های ملایم تر به هنگام یادآوری گذشته به وسیله یک نمایه، یک بو و یا یک صدا. مثلا ممکن است دختری که ظاهرا در کمال سلامت در یک اداره کار می کند ناگهان گرفتار سردردی شدید یا نشانه دیگری از پریشانی شود. این دختر بی آنکه خود بداند با شنیدن صدای سوت کشتی از دور، ناخودآگاه گرفتار غم سفر مرد مورد علاقه اش که می کوشیده فراموش کند شده است.

دکتر زیگموند فروید درکنار فرایند عادی فراموشی به چند نکته ی دیگر عامل فراموشی خاطرات ناخوشایند اشاره کرده است. خاطراتی  که فرد سخت مایل است فراموش کند. همانگونه که نیچه آورده است؛ هنگامی که غرورمان برانگیخته می شود حافظه مان اغلب ترجیح می دهد تسلیم شود. و به همین سبب است که ما در میان خاطرات فراموش شده به بسیاری موارد نهفته (که در صورت تمایل نمی توانیم زنده شان کنیم) برمی خوریم که ناخوشایند هستند و با دنیای روانیمان ناسازگار. روانشناسان این را تمایل واپس زدگی می نامند. مثلا حسادت خانم منشی به یکی از شرکای رئیس خود نمونه ای از این دست است. این خانم منشی اگرچه  نام وی را در فهرست اسامی دعوت شدگاه دارد، اما همواره فراموش می کند او را دعوت کند. و هرگاه به او گوشزد کنند، پاسخ می دهد «فراموش» کرده یا سرش شلوغ بوده است.  او هرگز و حتی با مراجعه به وجدان خود هم دلیل واقعی کوتاهی خود را نمی پذیرد.

بسیاری از مردم اشتباها درباره ی نقش اراده غلو می کنند و می پندارند که هیچ چیز به ذهنشان راه نمی یابد مگر آنکه خود بخواهند و اراده کنند. اما باید دانست که تفاوتی ظریف میان محتواید ارادی و غیرارادی ذهن وجود دارد. محتویات ارادی از منیت ناشی می شود، در حالی که محتویات غیر ارادی از چشمه هایی که منطبق بر «من» خویش نیست و درست واروونه آن است. و این همان وارونه ایگو (من) خانم منشی است که فراموش می کند دعوت کند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 16 =